الملا فتح الله الكاشاني
378
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
موضعست از وجه بجهة تقدم آن و لهذا آن را در موضع عز و حميت استعمال كنند و انفه كه بمعنى نخوت و تكبر است از او اشتقاق نمودهاند و گفتهاند كه الانف فى الانف و فلان شامخ الانف و حمى انفه و دربارهء ذليل گفتهاند كه جدع انفه و رغم انفه و ارغم اللَّه انفه پس حق سبحانه از غايت اذلال و اهانت وليد بن مغيره تعبير فرمود بوسم بر خرطوم زيرا كه وسم بر وجه شين است و ذلت چه جاى آنكه با كرم موضع كه آن انفست واقع شده باشد و در لفظ خرطوم استخفاف است و استهانة است به او و نزد مجاهد معنى آنست كه زود باشد در روز قيامت وليد را بعلامت زشت نشانه كنيم كه بجهة آن در ميان كفره و فجره ممتاز باشد هم چنان كه بسبب فرط عداوت و كثرت بغض به پيغمبر در ميان اعداى او ممتاز بود يا آنكه بر وجهى صفات ذميمه او را در دنيا آشكارا كنيم و معايب او را در آخرت مشهور سازيم كه بر هيچكس مخفى نباشد و بجهة آن رسواى دنيا و آخرت گردد هم چنان كه داغ بر بينى واقع شده او را نميتوان پوشيد و هميشه ظاهر و نمايان است و از ابن عباس مرويست كه مراد از اينداغ زخم شمشير بود كه در روز بدر بر بينى او آمد و از آن باقى ماند و تا زنده بود خجلزده و منفعل بود وقتى گفته كه عرب ميگويند وسمه مسيم سوء مراد ايشان آنست كه ملصق شد عار بفلان كه هرگز از او مفارقت نكرد و از نضر بن سميل نقل كردهاند كه خرطوم بمعنى خمر است كما قال الشاعر ابا خاصر من يزن يعرف زناؤه و من يشرب الخرطوم يصبح مسكرا و تسميهء آن به خرطوم به آن اعتبار است كه در اجزاى دماغ نفوذ مىكند و مخاشيم به آن مرطب مىشود پس معنى آن باشد كه زود باشد كه حد زنيم وليد را بر شرب خمر * ( إِنَّا بَلَوْناهُمْ ) * بدرستى كه ما آزموديم اهل مكه را ببلاى قحط بعد از آنكه ايشان را نعمت بسيار داده بوديم و ايشان كفران آن نموده و اين بلا بدعاى پيغمبر ( ص ) برايشان نازل شد چنان كه آوردهاند كه چون در جنگ احد اكثر اهل اسلام را كشتند و حمزه را شهيد كردند حضرت پيغمبر ( ص ) بسيار دلتنگ شد و تير دعا را بر كمال اخلاص نهاده بر ايشان انداخت و گفت اللهم اشدد وطأتك على مضر اللهم ابتلهم بالسنين كسنى يوسف بار خدايا محكم گردان برايشان گرفتن خود را و مبتلا ساز ايشان را بقحط و غلامانند قحط زمان يوسف پس حقتعالى باران را از ايشان باز گرفت و قحط و غلا بمرتبهء رسيد كه اهل مكه همه استخوانهاى آدميان و چهارپايان را خوردند پس حق سبحانه ميفرمايد كه ما با ايشان معاملهء آزمايندگان كرديم تا بر عالميان ظاهر گردد كه ايشان متنبه به اين بلا ميشوند يا نه * ( كَما بَلَوْنا ) * هم چنان كه آزمايش كرديم